سلام آقای خاتمی گوربونت برم من
سییت (سید..seyit) بخدا هر وقت شمانی تیلیویزوندا می بینم جیگرم هلاک میشی ، چقدر شوما ماهی ، فدات بشم الاهی
سییت من به شوما میگم که شوما بیا رَئیس جمبور شو، الان ما به شوما نیاز داریم، شوما اون عبای شوکولاتت رو تنیت کن بیا وسط قشنگ ، همه دستا میره بالا به شوما رای میدن
خیلی باهات دوست داشتم ، خیلی دوسیت دارم، عکس شومانی که می بینم تامام ایحساساتم رعشه می کنن ، درسته شوما به ما پشت کردی ولی دیدی که ما اصلا کاری نکردیم ،ولی ما به شوما پشت کردیم شوما ناز کردی
من شک ندارم این دوره اگر شوما بیایی وسط ، مردم رای بدن بعد انگشتاشون رو ببینی ، می بینی همش به شما رسیده ….رایشون
آای خاتمی امروز ما به شوما نیاز داریم ، فردا که نیاز نداریم می خواهی بیای چه غلطی رو ایصلاح کنی؟ شوما مثل خورشید می مونی
به قول شاعر میگه :ماه در نیاد که چی بشی /می خواد رقیب کی بشی؟
شوما هی خودیتو لوس نکن ، بیا رَئیس شو از همه خوشگلا تو خوشگیل تری /من نمیگم تمام مردم میگن
ممد آقا به شوما گفته باشم شوما اگر هی تمدن میگی هی گفتگو میگی ، چرا پس برای اومدن شرط گذاشتی پس؟ همه دارن جیغ می زنن که داریمت بروداریمت /فکرنکنی که داریم دست خدامی سپاریمت
آ . .سییت به جدیت قسم که اگر اومدی که هیچ ولی اگر نیومدی و ماحمودخان باز شد رئیس… از دوره اینقیلاب که هیچ ، از دوره موصدّیق ( مصدق) که هیچ ،از دوره امیرکبیر که هیچ ، از دوره ماغیل ها (مغول ها ) که هیچ ، از دوره آفغان ها که هیچ، حتی مرگ کوروش روهم می اندازیم گردنی تو
آخه قرطی بازی هم حدی داره سییت ، از شوما بعیده با اون عبا و قبا
شوما اگر بیایی ، شورای نگهبانی شوما رو بخواد رد صلاحیت کنه اولا که غلطی کرده ایشتباه چرا؟ میشی تف سربالا،شوما نه ها ..اونا میشن تفی سر بالا، اگر رد صلاحیت نشی ،شوما میشی ارّه ( یه همشهری داشتیم ارّه یه جاییش گیر کرده بود نه می شد در بیاره نه میشد ببره جیلو) اگر رای آوردی که ما خلاص میشیم بعد مثل اون هشت سال پیش بعد از این که رئیس شدی هیچکاری باهات نداریم خواستی هر غلطی ایصلاح کنی روی ما اصلا حیساب نکن
اگر شوما از صاندیق رای بیرون نیایی ، آمّا…. دو حالت داره یا ما رای ندادیم که شوما حقت بوده که به حرف ما گوش کردی خیط بشی،یا ما باز هم رای ندادیم و شوعار دادیم ومیگیم تقلّوب شده
فقط اگر شوما رئیس بشی باید شل بازی در نیاری ها ، هی فرصت نسوزونی ، اگر این جاماعت هم گفتن برقص شوما باید برقصی جهنم که لیباست ایراد داره برو خودیتو درست کن
آقای شوکولات عبایی شوما می خوای ایصلاح کنی ؟می خوای دوست بشی با دونیا ؟می خوای هسته امون رو بی سر و صدا در بیاری بیرون ؟ می خوای روزنامه های شرق در بیاری؟می خوای گفتیگو کنی با تمدن ها؟ عاااااااااااااااااه بفرما…….. چیرا شوما به شصتی من نگاه می کنی بی ادب ؟….می گم یعنی بفرما شروع کن
آخه سییت یه خورده شوما اگرعاقیل باشی سیاست مدار باشی سنجیده باشی معقول باشی هوشیار باشی ، سر در میاری که مملکت رَئیس جمبور نمیخواد که …… فاتیحه خون می خواد ، شوما با اون عینک و انگشتر و عبا ی شوکولات و خنده خوشگیلت فاتیحه خونی بلدی؟روضه خونی بلدی ؟ تازه شوما باید بلد باشی سر قبری روضه بخونی که توش جینازه نیست
خاتمی خان شوما قبل از اینکه حضورتون رو حاضر کنید برای ریاست جمبوری باید برنامه بدی ، دیگه این جاماعت مثل سابق خر نمیشن (البته جاماعت عذر میخوام ها) باید شوما بگی ایقتیصاد که اوضاعیش اینه چیکار کنیم که این نباشه؟صاندیق ارزی هم که اگر رمز داره باید بگی ، سفر اوستانی داری یا نه؟ مدرک تحصیلی شوما باید تایید صلاحیت بشی ، همه خوش بختی های جاماعت آیا سر جاش مثل الان خواهد بود یا نه؟پولی نفتی میدی با زبان خوش یا بگیریم با زبان خوش؟ زمیستان غاز داریم یا نه؟غاز نه ها غاز که غذا می پزن باهاش ؟نامه باید به شوما بدیم یا نه؟
آخه سییت جان گوربان جدی شوما برم تفلیک ما رو روشن کن شوما ، شوما بیایی دوباره رَئیس جمبور بشی که چی بشی؟ هشت سال شوما چه غلطی کردی ایصلاح ؟ آمّا… خدا وکیلی ما تازه فهمیدیم غلط ها کجا بود ها….سییت این جاماعت توی ذوق مصدّیق و امیرکبیر و گنده تر از شوما زدن ..خدایی بد هم زدن..شوما که جای خود داری
آ سییت ممد این دفعه اگر شوما بخوای بیایی تومان رو باید خیلی بالا بکشی؟خودیتو به اونطرف نزن منظورم تومانه نه تومان
راستی شوما تفلیکت با حسین آقا بِرِک اوباما چی خواهد بود آیا؟
سییت جان اگر اومدی که قدم شوما سر چشم آرزوداران ، اگر نیومدی شوما طبقه منفی 4 جهنم میشه جات ، اگر رای آوردی من به شوما قول میدم به جای حاماسه خرداد برای شوما افسانه جومونگ بسازیم برات ، شوما بشو جاماعت بلدن چیکار کنن
آمّا …فقط یه چیز شوما زحمت بکش رَئیس جمبور شدی تابیستانها برو مرخصی که هی حاماسه خرداد و تیر و نم نمنه پیش نیاد
نامه خاله زبیده به آقای خاتمی
نوامبر 11, 2008 روی 7:31 ب.ظ (طنز)
نامه به باراک حسین اوباما
نوامبر 10, 2008 روی 8:49 ق.ظ (طنز)
نامه خاله به باراک حسین اوباما
سلام برادر اوباما
بسیار خوشحال شدم که بالخره دست شما از آستین امریکا بیرون آمد، مطمئنم تاثیر نامه های آدم های مهم به سران مهم بود که تنبیه شدن و دموکراسی را در کشور شما اجرا کردند.
حسین جان ، راستی آیا شما مسلمانی؟ پس چرا اسم حسین رو حذف کردی ؟ آها تقیه کردی!!! یقین داشتم که شیطنت از اون چشم سیات می ریزه ، شما به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست کشور امریکای جنایتکار هستید که مردمشان دوست ما هستند و دولتشان دشمن ما، حالا که شما هم دوست ما شدی میگم که سفیدا خوشگلن تو چرا سیاهی/سیاها مثل تو نمیرن الاهی
راستی باراک عزیزم مدارک جعلی زیاد شده مواظب باش هر کسی را خواستی انتخاب کنی اول از مدرسه اش استعلام تحصیلی بگیر ، و گرنه کنگره که همه از دوستان تو هستند شوخی شوخی خشتکت را وصله خواهند زد
من هنوز نفهمیدم که شما با مایی یا او با ماست؟تکلیف ما را روشن کن ، شما اگر با مایی چرا پس حرف هایی می زنی که از بوش در می اومد ؟
حسین عزیزم ، امیدوارم به اصل خود برگردی و اولین نماز گزار کاخ سفید باشی ، حسینکم یقینا این کار خدا بوده که در کشوری سراسر ظلم و فتنه و کینه به اقلیت های مذهبی و قومی ، یکی مثل تو بیاد بره سناتور بشه و بعد بشه رئیس جمهور، الحق که تو موسای زمانی ، سبدی که تو رو پیش فرعون برده رو بگذار توی کاخ سفید یا بفرست برای من
تو بامای عزیز یادت باشد به حق اسمت حسین و ابالفضل در ایام عاشورا در کاخ سفیذ نذری بدهی که این کا رتو از هزار بار کارهای دیگر بهتر است ، راستی پرچم مخصوص ایام محرم را که نام تو بر روی آن است را برایت می فرستم تا بدهی دست آن مجسمه اتان در میدان آزادی اتان تا کور دلانی که فکر میکنند که فقط او با ماست بدانند که توهم با مایی
یقین بدان که حداقل یک سال بعد از این جرقه هایی اطرافت روشن و خاموش می شوند و این جرقه ها اگر بیشتر تمرین کنی تبدیل به هاله نور می شوند و آنجاست که همه خواهند فهمید که او با ماست
حسین جان همراه این نامه یک برنامه 1800 صفحه ای به زبان عربی برایت فرستادم تا مطالعه کنی و با پیاده سازی آن اوضاع امریکا را سر و سامان دهی ، تعارف نکن ، ما به درد همین روزهای هم میخوریم دیگر
راستی اوج رافت و جوانمردی در این است که این مک کین را هم بکنی شهردار یا معاونی چیزی، وجهه ات خیلی دموکرات تر می شود ، از شعارت خوشم آمد که گفتی ما می توانیم و داد می زدی چنجه چنجه ، بله . . این روزها شکم مردم امرکیا از همه واجب تر است ولی ناقلا مگر تو چنجه هم خورده ای؟شنیده بودم که ایرانیان در امریکا زیادن ولی نمی دانستم به کبابی ها ی ما هم سر می زنی
راستی چند تایی سریال مثل یوسف و مردان آنجلس هم برایت با همین نامه می فرستم تاتعالیم آسمانی به مردم امریکا بدهی که بیچاره ها در فقر فرهنگی دارن می سوزند و خودشان خبر ندارن
تایادم نرفته بگویم از سفر های ایالتی غافل نشو که بسیار سودمند است، نامه بده و نامه بگیر که بسیار سودمندتر است، تاآنجا که می توانی هم در راس کارها از آشناها استفاده کن چون اهل خیانت نیستن ، موقعیتت هم خوب است هر چی بدبختی و فلاکت هم هست بریز سر بوش حتی اگر کاری هم نتوانستی بکنی بگو بوش نمی گذاره ، طرح های بوش را هم به نام خودت ثبت کن
از امور زنان خصوصا حجابشان و ساماندهی به اوضاع فساد جوانان امریکایی هم غافل نشو که معصیت دنیا و آخرت دارد
خودت یک روز برو روزنامه فروشی ، هر چی روزنامه اضافی هست ییهو ببند ، اخبار زیادی مردم را گمراه میکند ، بیچاره ها نمی دانند کدام را باور کنند
برادر عزیز می خواستم به افتخار این پیروزی بزرگ میهمانی بدهم و برادر چاوز، برادر مورالس ، برادر اسد و سایر برادران را هم نیز دعوت کنم گفتم بگذارم یک دفعه سوم شعبان تولدت امام حسین این کار را بکنم که یک تیر و دو نشان شود
فقط یک خواهش دارم که می دانم روی من را زمین نخواهی انداخت ، آن لیستی که اسامی محور شرارت توش هست را پاره کن ، توی سر این امرات بزن که حرف مفت نزند، تحریم های ما را هم بی خیال شو( ما دو تا دیگه داداشیم) ،به مصر بگو جواب سلام ما را بدهد ، به بانک ها بگو دیگه بازی تموم شد و ما را هم بازی بدهند، ما هم می خواهیم بیاییم توی تجارت جهانی ردیفش کن، هواپیما به ما بده که اوضاع خراب است، نرخ دلارت رو بیار پایین که پول ما بره بالا، بگو دیگه پیگیر هسته ای مسته ای نشوند…بقیه را خودم حل می کنم من هم در عوض تو لبنان کمکت می کنم
شما چرا به عنوان یک رئیس جمهور سیاه پوست از قشر سیاهان مظلوم عالم به سیاهان کشور خودت گفته ای تقصی شما هم هست ؟نکن داداش ..شما دیگه بچه خاک پاک کنیایی ..این کارا قباحت داره
باراک حسین اوبامای عزیز می دانم این روزها سرت خیلی شلوغ پلوغ است ، زیاد تر از این مزاحمت نمی شوم ، به پیوست این نامه و آن برنامه چند جلد کتاب برایت می فرستم که از نوشته های عالم های ربانی ماست ، مرا که خیلی دوست دارد به شما هم یواشکی گوشه چشمی دارد ، بخوان تا شما هم شاید در گوشه قلبش جایی پیدا کنی و عاقبت به خیر شوی
باقی بقایت ..جانم فدایت
انتخاب شوندگان-انتخاب کنندگان-انتخابات
نوامبر 1, 2008 روی 9:16 ق.ظ (حرف)
در ادامه مطلب قبلی بد ندیدم مطلب کمی روشن تر بحث بشه
معمولا در بحث ها خلط مبحث صورت میگیره ، در مورد انتخابات ما سه موضوع داریم : انتخاب شوندگان ، انتخاب کنندگان و خود برگزاری انتخابات
بحثی که دوستان در کامنت های پست قبل بهش اشاره کرده بودن بیشتر مربوط به انتخاب شوندگان بود تا انتخابات
به نظر من دموکراسی در ایران مثل پیتزای قرمه سبزی یا آبگوشت با نون باگته ، این جمله گریبایدوف سفیر روسیه در ایران رو خیلی دوست دارم میگه: دیکتاتوری برای این ملت(ملت ایران ) یک نوع رحمته
یه خورده دورخیز میکنم ، ببینید ساختار تصمیم گیری در ایران حداقل در 100 سال گذشته به شکل قدرت از بالا بوده یعنی هرم قدرتی که افراد رو از بالا انتخاب می کرده
اگر نگاهی به مجالس قانونگزاری ونظارتی از زمان تشکیل مجلس در ایران تا امروز بندازید کاملا متوجه می شوید که کارکرد مجالس تغییری نکرده اما اسامی اونها دچار تغییر شده، مثلا مجلس سنا به خبرگان و قس علیهذا
یعنی ساختار تصمیم سازی در ایران مبتنی بر یک هرم از بالا به پایینه ، فرقی هم نداشته همیشه یک نفر مافوق قانون بوده هرچند که نظام مشروطه یا جمهوری بوده باشه ، اون فرد یک گروه رو تعیین می کرده ، اون گروه منتخبین رو تعیین میکردن
در زمان گذشته برای رنگ و لعاب دموکراتیک دادن به این موضوع ، حزب فرمایشی رستاخیز ایجاد شد ، حالا هم به یک شکل دیگه
روحت شاد جرج اورول با اون کتاب قلعه حیوانات
در نظام انتخاباتی ایران و در زمینه انتخاب شوندگان مکانیزمی وجود داره که انتقاد های زیادی بهش وارده ، و صد البته من شخصا دلیل این مکانیزم رو فقدان مکانیزم های حزبی به شکل واقعی می دونم
در ایران شورای نگهبان افراد رو تعیین صلاحیت میکنه ، یعنی افراد به غیر از شروط و ظوابطی که برای انتخاب شدن وجود داره باید توسط کسانی تایید بشن که اون افراد “معتمدین “محسوب میشن ، و این معتمدین رو فردی انتخاب میکنه که توسط همین معتمدین انتخاب میشه
یه جور تسلسل
باید یادتون بیاد اگر کسی می خواست (قبلا و حالا) از یک بازاری وام قرض الحسنه ای می گرفت باید یک بازاری معتمد دیگه معرفیش میکرد و صلاحیت اون آدم تایید می شد ، این قسمت رو گفتم برای اینکه بگم نظام سیاسی ما (اصلا ربطی به رژیم نداره) کارکرد های یک نظام سیاسی بالغ رو نداره
توضیح اینکه تقریبا هیچ معیار تدوین شده ای برای اینکه شما تشخیص بدید فردی واجد یا فاقد صلاحیت هست وجود نداره و این صرفا به اجتهاد و فتوای اون افراد بر میگرده
به جایگاه فتاوی و روحانیت و مرجعیت در ایران توجه کنید ، در این زمینه ، دقیقا مطابق فرهنگ غالب مردم داره رفتار میشه ، یک روحانی برجسته می تونه حوزه حلال و حرام زندگی خصوصی شما رو تعیین کنه ، پس آیا حق نداره که حوزه حلال و حرام زندگی عمومی شما رو هم تعیین کنه؟
انتخابات در ایران
اکتبر 29, 2008 روی 9:05 ق.ظ (حرف)
دوست بسیار عزیزی سوالی را برایم طرح کرده با توجه به شناختی که از جامعه دارم شایدعده قابل توجهی از جامعه خصوصا جوانان این عقیده را دارند ، عین سوال ایشون اینه
آیا واقعن اعتقاد دارید که انتخابات در ایران بر اساس آراء مردم است؟
یادمه قبلا در این مورد صحبت کردیم با هم ، اما این بار از یک زاویه دیگه نگاه کنیم اما خلاصه گویی میکنم اگر بحث واقعا کشش داشت با هم ادامه میدیم ، شاید درکامنتها تکمیل ترشد
ببینید؛ زمانی که دولتها دروغهای بزرگ می گفتن دیگه گذشته ، یعنی دیگه نمیشه میلیونها رای تقلبی ساخت اما میشه میلیونها نفر رو فریب داد تابه یک نفر رای بدن، زمان تقلب در شمارش آرا و تعویض صندوقهای رای واقعا گذشته ، اما میشه آدمهایی رو به پای صندوق رای آورد که دوغ و دوشاب اصلا براشون تفاوتی نداره
در تاریخ سیاسی معاصر ایران یک نمونه بارز در این زمینه هست و اون هم دیگ معروف پلوی مشروطه است، بسیاری از کسانی که به خیابونها ریختن برای دفاع از مشروطه اصلا نمی دونستن مشروطه یعنی چی؟ولی حضور اونها موثربود
بر میگردم به ساختار تصمیم گیری در ایران
ساختار تصمیم گیری در ایران یک ساختار مشابه با ساختارهای معروف دموکراتیک در دنیا نیست ، در ایران رهبری مذهبی صدها سال هست که قدمت داره ، نظام شاهنشاهی ( و اعتقاد راسخ من شاهنشاه سازی) ریشه عمیق در فرهنگ ما داره، فرهنگ مهدویت جزئی از زندگی ماستو اینکه کسی بالاتر از قدرت ما و برتر از ما هست و یا خواهد آمد و اوست که همه کارها را درست خواهد کرد
بر این مبنا ساختار تصمیم سازی و تصمیم گیری در ایران ، عاقلانه ومنطقی رفتار نمیکنه که بخواهید اون رو با اصول شناخته شده دموکراسی تطبیقش بدین
ضمنا
ریشه های مذهبی در ایران و روحانیت از زمان داریوش و کوروش و زرتشت قوی بوده ، یادتون باشه که در زمان هخامنشیان بعد از دربار روحانیت قرار داشته ، پس اعتقادات و فرمانبرداری عامه مردم از روحانیت به اسلام بر نمی گرده، هرچند که بعد از صفویه تشدید شده باشه، روحانی می تونه چیزی رو حلال یا حرام کنه ، می تونه حکم زندگی یا مرگ بده ، واسطه خدا با مردمه و …. خیلی چیزهای دیگه که گفتنش تکرار مکرراته ، فقط عقیده من اینه که این موضوع اصلا به زمان اسلام بر نمی گرده وریشه در فرهنگ ایران باستان داره
از طرفی
ذهنیت و مطالعات قشر تحصیلکرده وآگاه ؛ حداقل در تاریخ سیاسی 200 ساله اخیر ایران همیشه صحنه ای پر از دسیسه و فتنه و زد و بند های پشت پرده رو دیده ، فلان ولیعهد برای ابقای سلطنت حمایت از یک کشور قدرتمند می گرفت ، و از طرفی تاریخ نویسان ما هم با اغراق در تاریخ و غلو در وقایع و نیز ضعف بسیار زیاد در صلاحیت حاکمان این توهم رو در این قشر بوجود آورده که همیشه یک توطئه یا دسیسه در کار است
و الحق که خیلی از دولتمردان ایران از این نوع و طرز تفکر استفاده کردن
کتاب ایرج پزشکزاد و دایی جان ناپلئون معروف که بادتون هست، اصولا ما ایرانی ها ی عصر امروز، توانایی فوق العاده ای در سناریو سازی داریم ،و می تونیم برای هر چیزی یک سناریو بسازیم
حالا بیاییم سر انتخابات و سوال اول
بله من واقعا اعتقاد دارم که انتخابات در ایران بر اساس آرای مردم هست ، اما جهت دهی به آرای مردم توسط عده ای انجام میشه که از سابقه سیاسی ، فرهنگی ، تاریخی و مذهبی مردم به خوبی استفاده (شما بخونید سوء استفاده ) میکنن
اینکه فکر کنیم رای کسی مثل محمود احمدی نژاد مثلا 18 میلیون نبوده و نظام رای سازی کرده به نظرم بچه گانه است، حداقل اگر در روز رای گیری به صندوقهای شهر روستا سر بزنین متوجه میشید
اینکه بگید دولتی ها و سرباز ها رو مجبور کردن که بیان به فلانی رای بدن هم دیگه خیلی قدیمی و کهنه شده ، دیگه کارکرد نداره
اینکه بگیم احمدی نژاد ها و منتخبین از قبل تعیین شدن ، مصداق بارز طرز تفکر ” توهم توطئه ” است
اما نکته اصلی اینجاست ، مردم با استفاده از عواملی که گفتم ترغیب یا تحمیق یا فریفته میشن به سمت یک نفر یا یک گروه
اتفاقی هم که معمولا در ایران می افته اینه ، قشر فهیم و تحصیلکرده و هوشمند و تحلیل گر به واسطه سرخوردگی از حضور کناره گیری میکنن ، اما قشر مقابل حضور پیدا می کنن
رفتارهای دموکراتیک
اکتبر 15, 2008 روی 8:43 ق.ظ (حرف)
بازار معمولا نشانه و تبلور تفکر سنتی محسوب میشه
و در مقابل اون دانشگاه و آموزش و پرورش اوج تفکر مدرنیسم و دموکراتیک
رفتار بازاریان شهرهای بزرگ رو در قبال یک تصمیم نا پخته دولت در این روزهای اخیر دیدین و اینکه منجر به تعلیق تصمیم دولت تا اطلاع ثانوی شد
اما در مقابل اون در دانشگاه و آموزش و پرورش چه اتفاقی می افته وقتی اساتید فیلتر میشن، دانشجوها فیلتر میشن ، حقوق معلم ها و ….و اتفاقات دیگه ای مثل دانشگاه زنجان می افته؟؟
بازاری ها خیلی آروم تعطیل کردن و به نوعی اعتصاب که از مدرنترین و دموکراتیک ترین شیوه های اعتراض محسوب میشه ، هیچ انگی هم نشد بهشون بزنن
اما دانشجوها و معلم ها اگر هم کاری کردن خیلی پر سر و صدا و با هیجانات خام و مشکلاتی که هزار تا برچسب بهشون چسبوندن
مشکل کجاست؟
ناپختگی دانشجویان و دانشگاهیان یا ناکار بلدی یا عدم آموز ش صحیح رفتارهای دموکراتیک یا کرختی و سستی نسل جدید یا ؟؟؟
مالیات بر ارزش افزوده یا ارزش مالیات افزوده
اکتبر 8, 2008 روی 5:47 ب.ظ (حساب)
طرحی که به نام مالیات بر ارزش افزوده مطرح و اجرایی شد و با پیش زمینه فرم های اطلاعات اقتصادی همراه بود
اصل طرح را می توانید از سایت وزارت دارایی به طور کامل مشاهده کنید اما نکات قابل تامل این طرح که ریاست محترم جمهور دکتر محمود احمدی نژاد هم در سخن رانی شب گذشته خود مطرح کرد این است این مالیا صرفا بر ارزش افزوده و به میزان 3 درصد و به عنوان کمترین میزان مالیات بر ارزش افزوده در جهان محسوب می شود
اما نکته اول این است که یا اقتصاد دانان تیم مشاوره آقای رئیس جمهور نمی دانند ارزش افزوده چیست یا خود ایشان یا بقیه اقتصاد دانان تمامی دنیا
ارزش افزوده عبارت است از میزان ارزشی که به واسطه کار یا فعالیت یک بنگاه اقتصادی بر روی یک کالا یا خدمات اضافه می شود
مثلا شما یک قطعه چوب به قیمت 1000 ریال می خرید و با کار خود آن را تبدیل به یک فرآورده چوبی مثلا پایه یک مبل به قیمت 1200 ریال میکنید
شما این پایه مبل را به مبل ساز می فروشید و او با خرید سایر اقلام از سایر افراد مبلی را به قیمت تمام شده 5000 ریال آماده فروش می کند و به قیمت 6000 ریال می فروشد
در اینجا فروشنده چوب باید 3 درصد بهقیمت چوب اضافه کرده و آن را به شما بفروشد یعنی قیمت چوب در این روش می شود 1030 ریال و شما که خدماتتان قبلا 200 ریال ارزش داشت همان عدد را به قیمت بالا اضافه میکنید که می شود 1230 ریال؛ حالا شما باید 3 درصد به این
قیمت اضافه کرده و آن را به مبل ساز بدهید یعنی حدود 37 ریال باید به قیمت کالا اضافه کنید نهایتا قیمت کالای فروش رفته شما می شود 1267 ریال ؛ تاهمینجا مبل ساز باید قیمت کالای شما را حدود 5.5 درصد گرانتر بخرد
حالا این مبل ساز هم فرض کنید با همین نرخ 5.5 درصد قیمت تمام شده اش افزایش یابد قیمت تمام شده مبل وی خواهد شد 5275 ریال اگر مبل ساز
با نرخ سود 20 درصد مبل خود را می فرخت قیمت مبل حالا خواهد شد 6300 ریال و با اضافه این موضوع که 3 درصد مالیات بر ارزش افزوده را نیز باید به این قیمت اضافه کند یعنی قیمت نهایی مبل برای مصرف کننده خواهد شد 6489 ریال
به همین سادگی مصرف کننده باید حدود 9 درصد کالا را گرانتر بخرد
حالا اعداد را در مقیاس های واقعی محاسبه کنید
متضرر اصلی در این بین چه کسی خواهد بود؟
حال آنکه در مالیات بر ارزش افزوده باید درصد مالیات به عدد ارزش افزوده تعلق بگیرد یعنی به همان 200 ریال ارزش افزوده شما و یا سایرین نه به اصل قیمت
این محاسبات و این روش ها تنها تخم بادی است که کاشته می شود و در آینده توفان به بار خواهد نشست
هر که باد بکارد ، طوفان درو خواهد کرد
عرب سوسمار خور
آگوست 27, 2008 روی 3:44 ب.ظ (عکس)
حتما اون شعر معروف عرب در بیابان ملخ می خورد رو شنیدید و حتما اصطلاح عرب سوسمار خور
حالا ببینید
آب به داخل لانه سوسمار می گیرند تا از لانه بیرون بیاید
بلا فاصله با خنجر زیبای عربی ذبحش می کنند
ظاهرا تخم های حیوان ماده حکم خاویار دارد
بعد کز داده شده و تمیز می شود
بعد به دقت قرمه قرمه می شود
سپس یک پلوی خوش مزه دم کرده و قرمه های سوسمار داخل پلو ریخته می شود.چیزی شبیه قیمه لای پلوی خودمان
غذا آماده است نوش جان
جماعت یه دنیا فرقه بین دیدن و شنیدن
برید از اونا بپرسید که شنیده ها رو دیدن
کارستان
آگوست 27, 2008 روی 7:33 ق.ظ (حساب)
در 5 سال دوره دبستان با تمام معلم ها و امکانات مدرسه انجام نشد
در 3 سال دوره راهنمایی و با تمام معلم و ها و امکانات آموزشی و پرورشی انجام نشد
در 4سال دوره دبیرستان با حجم عظیم تبلیغات و آموزش های مستقیم انجام نشد
در 4 سال دوره دانشگاه و با تمامی امکانات روشنگرانه انجام نشد
در 30 سال گذشته با استفاده از رادیو و تلویزیون انجام نشد
در 30 سال گذشته با استفاده از تمامی ابزارهای فرهنگیو سازمانها و نهادهای ارشادی انجام نشد
در 30 سال گذشته با ارشاد مستقیم و حذف غیر مستقیم انجام نشد
آیا با سرنیزه و قوه قهریه انجام می شود؟
تمام مردان رئیس جمهور
آگوست 23, 2008 روی 7:17 ق.ظ (حرف)

اسفندیار رحیم مشایی : او که اخیرا از بستگان سببی رئیس جمهور شده است، از سال اول ریاست جمهوری دکترمحمود احمدی نژاد ،گاف های اساسی داده است،از شرکت در مراسم رقص در ترکیه تا این آخری و دوستی با مردم اسرائیل
البته شخصا در اون جلسه که ایشون دوستی با مردم اسرائیل رو عنوان کرد حضور داشتم به نظر می رسید توقع سر و صدا رو داشته باشه اما نه فتوا، البته یک جمله بسیار زیبا هم گفت، ایشان گفتند دنیای امروز دیگر دنیای تک صدایی نیست ، دنیایی نیست که یک تفکر بتواند بر همه دنیا حکومت کند فرقی نداره این تفکر اسلام باشه یا مسیحیت و یا یهودیت
مهندس علی آبادی : رئیس سازمان ورزش که به قول خودش در 1000 روز هزار طرح ورزشی رو افتتاح کرد، ایشون با لجبازی های بچه گانه و تصمیماتی که فاقد رنگ و بوی مدیریتی هستند و در ادامه سیاست های پوپولیستی دولت ، فقط کمیت ها را بزرگ کردند و مصرانه با مدیریت های سیستماتیک و موثر مخالفت کرده و اونها رو مجبور به حذف کردند
مهرداد بذرپاش:مشاور جوان رئیس جمهور که خیلی زود به درجات بالا رسید، هزینه بازسازی دکوراسیون دفتر ایشان در سایپا بالغ بر یک میلیارد تومان است که فعلا به دلیل مخالفت بعضی ها تمام نشده است، عناد و دشمنی بذرپاش با دولت خاتمی غیر قابل انکار است، اعداد و ارقام ارائه شده از عملکرد دولت خاتمی از وجوه مشترک تمامی صحبت های بذرپاش است
هاشمی ثمره : مشاوری که مشاور مخصوص ریاست جمهور است و معمولا مشورت های این دو نفر در اتاق در بسته صورت می گیرد
علی کردان : وزیری که برای وزارتش رئیس جمهور باز هم مجبور به استفاده از واژه کاغذ پاره شد، جلوس بر کرسی وزارت با جعل کاغذ پاره های انگلیسی
غلامحسین الهام : مشاوریا معاون یا سخنگو و یا وزیری که رئیس جمهور به هیچ وجه حاضر به از دست دادن ایشان نیست، شاخصه های عملکردی آقای الهام همانند بسیاری از مردان رئیس جمهور تنها در “له ” کردن دستاوردهای دولتهای پیشین است، البته آلترناتیو فاطمه رجبی نیز بدون تاثیر نیست
منوچهر متکی :وزیری که جزء افراد تزئینی کابینه محسوب می شود ، در کمتر جلسه ، گفتگو ، مذاکره و یا دیداری می توانید اورا به عنوان متولی وزارت خارجه دقیقا در کنار رئیس جمهور ببینید، معمولا این صندلی توسط افراد دیگری اشغال می شود
پرویز داوودی:معاون اول رئیس جمهور، از بستگان رئیس جمهور و کسی که در مقایسه با سمتی که به عهده دارد تقریبا ایشان هم از افراد تزئینی کابینه هستند ، برای مقایسه نقش ایشان ، می توانید وی را با حسن حبیبی مقایسه کنید
به بهانه 28 مرداد
آگوست 18, 2008 روی 2:29 ب.ظ (حساب)
ما جماعت زنده کش مرده پرست
امروز روز 28 مرداد و سالروز کودتای معروف سیاه امریکایی و انگلیسی و شیطانی است
امروز در خاطره ملت ما یادآور ننگ و نفرتیه که با هیچ چیزی پاک نمیشه ، امریکایی های استثمارگرو انگلیسی های استعمار گر( روسیه اون موقع بی تقصیر بوده و الا خودش میدونست بهش چی می گفتیم )و
اتفاقا چند وقت پیش هم جشن تولد مشروطه بود ، چه جشنی و چه یاد آوری
از این افتخارات و از اون کودتا هر چی بشنویم با ز هم کم شنیدیم
فقط یه چیزهایی همیشه بی جواب می مونن
ما شاه را در سال کودتا بیرون کردیم یا بیرون رفت؟
ما برگردوندیم یا برگشت؟
ما مصدق رو دوست داشتیم یا کاشانی رو؟
شعبون بی مخ کودتا را هدایت کرد و آشوب به پا کرد و تمام مردمی که علیه مصدق شعار دادن دارو دسته شعبون بودن یا مردم هم بودن؟
مردم اصولا از برگشتن شاه خوشحال بودن یا نه؟ اگر ناراحت بودن با مصدق چرا اونجوری برخورد کردن؟
مردم شاه رو دوست داشتن یا نه؟ پس کی شاه رو نمی خواست؟چون تا شهریور 57 در هیچ اعلامیه ای از هیچ فردی از مبارزان علیه شاه ، قرار نبود شاه از سلطنت کنا ربره؟ امریکایی ها بودن ؟گمونم کار کار انگلیساس . روحت شاد دایی جان
مردم چی کاره بودن ؟ بی تقصیر؟ بی گناه ؟ پس کی تو خیابونها بوده ؟
من اعتقاد دارم مردم ما بدون شاه یه چیزی تو زندگیشون کم میارن باور نمیکنید ، شاه کلید ، شاهکار ، شاه نشین ، شاه فنر ، شاه راه ،شاه مردان ،شاه میوه ، شاه بیت ،… شاه خیلی داریم ، البته نباید غافل شد که بر تن همه شاه ها هم یک لباس نمی پوشانیم و بر سرشون یک تاج نمی گذاریم . . اصلا و ابدا
ولی به همشون امتیاز شاهی میدیم ، میدونی دوست داریم خوشمون میاد که قدرتی ما فوق قدرت ما بالای سرمون باشه ، باور نمیکنید، تاریخ بخونید
ما ملت بی تقصیری هستیم که در طول تاریخ همه اذیتمون کردن و پدرمون رو در آوردن و بهمون ظلم کردن و ما راست قامتان جاودانه تا ریخ فقط داریم نگاه می کنیم
ما دوست داریم کولی بدیم
ما دوست داریم که یه شعبون بی مخی باشه و یه ضرورت و ضعیتی که ما هر کاری کردیم حداقل گردن اون بندازیم ، اصولا ما مردم بی گناهی هستیم ، ما هیچ وقت هیچ کار بدی در تاریخ نکردیم
حتی در عصر دموکراسی و رای دادن هم با همدیگه اشتباهی به هیچ کسی رای ندادیم تا بشه شخص اول اجرایی مملکت






















