قماری عجب بود و من باختم

55

تو آنکس نبودی که من خواستم

تو را با خیال خود آراستم

خیالی که شعر مرا رنگ داد

به هر واژه شعرم آهنگ داد

خیالی که در زلف تو تار ریخت

به اندام تو نور مهتاب ریخت

خیال من است اینکه از سینه ای

بپرداخت تابنده آئینه ای

خیال من  است اینکه چون بنگری

تراشیده انداخت از مرمری

منم آنکه اندیشه را باختم

چو گوهر به پای تو انداختم

تو را همره شاهباز خیال

ندانسته بردم به عرش جمال

ز گلها بسی مایه انگیختم

به صد رنگ طرح تو را ریختم

عروسانه بردم به قصری ز نور

نشاندم تو را بر سریر بلور

نهادم گل ماه در دامنت

نگین و ستاره به پیراهنت

نشاندم به گیسوی تو الماس ها

تو را بستری دادم از یاسها

تو کِی بودی آنسان که من گفته ام

منم آنکه خَس را سَمَن گفته ام

کجا چشم تو جام میخانه هاست

کجا رقص تو رقص پروانه هاست

کجا مرمرین ساق و سیمین تنی

تو فرزند اندیشه های منی

به دندان تو نور الماس نیست

به گیسوی تو عطر گل یاس نیست

اگر روی تو لطف گلشن گرفت

لطافت ز اندیشه من گرفت

اگر از عیب تو دیده بر دوختم

هم از آتش شاعری سوختم

بُتی ساختم از تو چون بت پرست

کنون آن بت مرمرینم شکست

من از یک عروسک بُتی ساختم

قماری عجب بود و من باختم

انتخابات اسرائیل

israel_lebanon_war_israeli_children_signing_missiles_israeli_children__21

اینکه اسرائیل یک حکومت یا دولت یا ملت جعلی است

اینکه اسرائیل دشمن استراتژیک ایران است

اینکه صهیونیسم با یهودی تفاوت دارد

اینکه قدرتمند ترین لابی ها دراختیار یهودیان جهان است

اینکه اسرائیل جنایات جنگی مرتکب می شود

اینکه آغاز گر جنگ غزه که بود و چه کسانی به آن دامن زدند

اینکه اسرائیل باید از بین برود

اینها همه به کنار

انتخابات دیروز اسرائیل که در صدر اخبار ایران و جهان هم قرار داشت حامل یک واقعیت بود

مخالفت ها ،شعارها و حمایت های خصوصا ایران ، از حماس و فلسطین و غزه منجر شد که احزاب راست تندروی صهیونیست در اسرائیل بالاترین کرسی ها را کسب کنند

یعنی چی؟

یعنی اینکه اسرائیلی ها ( مردم و دولت اسرائیل) با توجه به تمام حمایت های ما مصمم تر شده اند که باید با ما دشمنی بیشتر کرده و با فلسطینیان وغزه و آواره های آنها سخت گیری بیشتری کنند

یقینا همین موضوع باعث افزایش خرید های تسلیحاتی آنها و آغاز یک تورنمنت تسلیحاتی جدید بین اسرائیل و ایران از یک سو و از سوی دیگر بین ایران و اعراب خواهد بود و از طرف دیگر توجیهی برای افزایش حضور نظامی غرب به رهبری آمریکا در منطقه

این به نفع کیست؟ ما ؟ فلسطین ؟ اسرائیل؟ منطقه؟

بعضی وقت ها دوستی های احمقانه از دشمنی عاقلانه خطرناک تر است

عقل سلیم در روابط بین الملل بر پایه منافع ملی چه حکم میکند؟

غزه – زندگی – محرم – سیاست

gazastrip

غزه چند روزی است که با حملات اسرائیل به خاک و خون کشیده شده است

هیات دولت تقاضای محاکمه سران رژیم صهیونیستی را از طریق ابلاغ احضاریه به نام ایشان از طریق اینترپل را رسما صادر کرد

غزه پس از نقض آتش بس به خاک و خون کشیده شده است

بحران اقتصادی همه دنیا را فراگرفته و معمولا خروج از این نوع بحران ها با جهش تولید امکان پذیر است مثل تولید سلاح های جنگی

تمامی رسانه های ایرانی به شدت اخبار غزه را تحت پوشش قرار دادند

رئیس جمهور ساعت 4 بعد از ظهر روز دو شنبه طرح تحول اقتصادی را به مجلس داد تا صبح سه شنبه طرح یک فوریتی آن به رای گذاشته شود

کشتار مردم عادی در غزه به شدت محکوم شد و راه پیمایی در این خصوص صورت گرفت

در هند یک گروه مسلمان با حمله به هتلی تعداد 100 نفررا کشتند و 900 نفر را زخمی کردند و …اتفاقی نیافتاد

حماس رسما بعد از نقض آتش بس دو طرفه به اسرائیل اولتیماتوم داد و مقابله به مثل با اسرائیل شرعی شد

یارانه بنزین در ایران قطع و نرخ 400 تومن نرخ بنزین آزاد اعلام شد ، قیمت بنزین در سطح جهان معادل 250 تومان است

تصاویر کودکان کشته شده در نوار غزه از تمامی شبکه های تلویزیونی پخش شد

گزارش رئیس جمهور در خصوص نحوه عملکرد دولت به برنامه چهارم ومصوبات مجلس و گزارش بودجه به نمایندگان ارائه نشد

مجلس سوگ برای شهدای غزه در مجلس ارک تهران برپا می شود

مجلس اعلام وصول استیضاح از وزرا را به دلیل بی اعتنایی وزیر به جریان می اندازد

راه پیمایی در حمایت از مردم غزه با حضور مردم در تهران برگزار شد

پلیس ضد شورش و گاز اشک آور و ….. دو شنبه شب در میدان تجریش حضور فعال داشتند

و
زندگی هم چنان ادامه دارد

و

غزه هم چنان قربانی جنایت و سیاست می شود

و

خون مردم غزه از خون مسلمانان چچن ، آبخازیا، مورو ، کشته شدگان هند ، مردم پاکستان و . . . . رنگین تر به نمایش در می آید

و

غزه و فلسطین و . . . . سربازهای یک بازی شطرنج خواهند بود

چیزی شبیه ایدز

بخش عمده ای از دغدغه های دانشجویی و روشنفکری ایران ( که اتفاقا کم هم نیست) معطوف به دین شناسی و رد یا قبول دین و ابزارهای مذهبی و ، مخالفت یا موافقت با حکومت مذهبی است

عمده تحلیل و چالش های پیش روی ما در برخورد با حاکمیت مذهبی و در مقابله با طرز فکر حاکمان جامعه است

عقیده من اینه

ما میدونیم چی نمی خواهیم

اما یقین دارم

ما نمی دونیم چی می خواهیم

وقتی صحبت از دین میشه، خوب و دقیق و تحلیلی صحبت می کنیم ، فرقی نداره در مقام موافق یا مخالف

اما در مورد دموکراسی ….؟به قول قرائتی . . . چی؟ ها؟

اینجا دیگه معمولا حرفی برای گفتن نداریم

نه اینکه سواد نداشته باشیم

نه

حرفی نداریم

نه دفاع ، نه حمله ، نه اتفاق نظر و نه نظر خاص

این مربوط به محیط مجازی نیست

این متن و بطن جامعه است

این ساری و جاری در مردم و احزاب ماست

به نظر من

دموکراسی برای ما یک فرزند ناخواسته است ، یک طفل نامشروع است ، یک چیزی است که قبولش نمی کنیم ، ولی جرئت رد کردنش را هم نداریم

مثل ایدز است

ادامه مطلب قبلی
بحث به مراتب بزرگتراز موضوع یک وبلاگه، ولی حداقل حالا می دونیم وقتی میگیم دین منظورمون چیه و به چه بخشی از دین ایراد میگیرم یا اون رو ناقض یا نافع یا مقوم دموکراسی می دونیم
پس دوستانی که موضوع رو دنبال میکنن ، بحث دین رو تا اینجا در خاطر داشته باشن
اما تعریف بعدی که به نظرم بیش از دین ، برای ما مبهم هست”دموکراسی” یا همون حکومت معروف مردم بر مردم ِ

جدا از تعریف لغوی دموکراسی ، که اشاره شد، دموکراسی به شیوه ای از زندگی و تبعا از حکومت گفته میشه که دارای ویژگی های خاصی است

ذکر این نکته لازمه که دموکراسی یک فرآیندِ ، یعنی از نقطه ای شروع میشه و به نقطه ای ختم میشه ، یعنی روند شکل گیری، گذار و تکامل داره
دموکراسی دارای عدد و رقم نیست و سطح اون قابلیت اندازه گیری کمّی نداره ، یعنی نمیشه میزان دموکراسی رو اندازه گیری کرد

ویژگی بارز در تفکر دموکراسی ارجحیت “گروه” بر” فرد” است، در این شیوه از زندگی یا حکومت منافع گروه بر منافع فرد مقدم است

دموکراسی ، شیوه های اجرایی مختلفی داره ، مثل دموکراسی نمایندگان مستقیم مردم بدون وجود احزاب ، دموکراسی تک حزبی ، دموکراسی تعدد احزاب و ….

وجه التزام دموکراسی علاوه بر عدم اولویت منافع فردی ، ایجاد شرایط یکسان وبرابر ، برای همه افراد در همه امور ، بدون در نظر گرفتن نژاد و مذهب و سایر تقسیم بندی های پایین تر از “انسان” است

این موضوع با فلسفه “اومانیسم” تفاوت داره و لی در بعضی جاها شبیه هم هستند، در یک نظام دموکراتیک در اولین قدم ، افراد به دلیل انسان بودنشون مورد احترام هستند نه چیز دیگه

بعضی متفکرین مثل شومپیتر و … از دموکراسی با همین تعریف بالا یاد می کنن ولی متفکرین جدید ، برای دموکراسی سطح حداقلی و حداکثری هم تعریف میکنن که هانتینگتون و سروش هم جزء این افراد هستند

دموکراسی حداقلی به سطحی از دموکراسی گفته میشه که در دولت و روشهای انتخابات به چشم می خوره و دموکراسی حد اکثری به سطحی از دموکراسی گفته میشه که در تمامی شئونات زندگی مردم جریان داره ، از یک خانواده دو نفره تا یک اجتماع ، از خونه تا محل کار
دموکراسی حداکثری مبتنی بر لیبرالیسمه ولی دموکراسی حداقلی می تونه با سایر گرایشات ایدئولوژیک ممزوج بشه

در اکثریت کشورهای غیر اروپایی و امریکای شمالی (خصوصا در کشورهای در حال توسعه) دموکراسی موجود از نوع اولی است

به نظر شما تعریفی که از دموکراسی درایران هست چقدر با تعریف کلاسیک دموکراسی منطبقه ؟
درخواست و امکان استقرارکدوم یکی از انواع دموکراسی در ایران وجود داره؟
اصلا لزومی به دموکراسی در ایران هست؟

انقلاب و جمهوری

37_8709280687_l600

انقلاب ، یک فرآیند اجتماعی است که در یک مقطع رخ میده و بعد از ساقط کردن یک حکومت یا نظام به پایان می رسه

انقلاب یک وضعیت اجتماعی است

انقلاب نوع حکومت نیست

جمهوری نوعی از حکومت است که بر مبناهای خاصی ایجاد شده و دارای ساز و کارهای خاص خودش هم هست

بواسطه یک انقلاب نهادها یا تعاریفی ایجاد می شن که بعد از اتمام انقلاب (پیروزی یا شکست) اون نهادها یا تعاریف کارکرد خودشون رو از دست میدن

در کشور ما ، یک انقلاب رخ داد، دقیقا 30 سال پیش و به واسطه اون انقلاب ، نظام “جمهوری اسلامی” ایجاد شد

بعد از 30 سال ما از واژه هایی مثل دادگاه انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وصدور انقلاب و  … استفاده میکنیم

مثلا سپاه پاسداران برای صیانت از انقلاب ایجاد شد ، زمانی که به ارتش نمی شد اعتماد کرد ، اما امروز دیگه حتی یک نفر از نیروهای ارتشی از رژیم گدشته در ارتش وجود نداره

دادگاه انقلاب هم همینطور ، برای محاکمه افرادی بو که مخالف انقلاب بودند و اصطلاحا ضد انقلاب ها ، اما از زامنی که نظام جمهوری اسلامی مستقر شده و بعد از گذشت 30 سال ، مخالفین دولت یا نظام دیگه مخالف انقلاب نیستند ، مخالف موجودیت نظام هستند که به عنوان مخالف سیاسی بادی مورد محاکمه قرار بگیرند

و نهادها و القاب دیگه ای از این قبیل

عراقی ها بعد از اتمام کارصدام و استقرار حکومت جدید جمهوری ،واژه “انقلاب ” رو  از مجلس اعلی انقلاب اسلامی عراق حذف کردند

تکرار و تاکید این موضوع نشات گرفته از چیه؟

اگر انقلاب ما پیروز شده ، استفاده از این نوع القاب واسامی و حتی وجود این نهادها ضروری اند؟ ، چون ماهیتا چیزی به نام انقلاب امروز دیگه وجودنداره

انتخاب شوندگان-انتخاب کنندگان-انتخابات

در ادامه مطلب قبلی بد ندیدم مطلب کمی روشن تر بحث بشه
معمولا در بحث ها خلط مبحث صورت میگیره ، در مورد انتخابات ما سه موضوع داریم : انتخاب شوندگان ، انتخاب کنندگان و خود برگزاری انتخابات
بحثی که دوستان در کامنت های پست قبل بهش اشاره کرده بودن بیشتر مربوط به انتخاب شوندگان بود تا انتخابات
به نظر من دموکراسی در ایران مثل پیتزای قرمه سبزی یا آبگوشت با نون باگته ، این جمله گریبایدوف سفیر روسیه در ایران رو خیلی دوست دارم میگه: دیکتاتوری برای این ملت(ملت ایران ) یک نوع رحمته
یه خورده دورخیز میکنم ، ببینید ساختار تصمیم گیری در ایران حداقل در 100 سال گذشته به شکل قدرت از بالا بوده یعنی هرم قدرتی که افراد رو از بالا انتخاب می کرده
اگر نگاهی به مجالس قانونگزاری ونظارتی از زمان تشکیل مجلس در ایران تا امروز بندازید کاملا متوجه می شوید که کارکرد مجالس تغییری نکرده اما اسامی اونها دچار تغییر شده، مثلا مجلس سنا به خبرگان و قس علیهذا
یعنی ساختار تصمیم سازی در ایران مبتنی بر یک هرم از بالا به پایینه ، فرقی هم نداشته همیشه یک نفر مافوق قانون بوده هرچند که نظام مشروطه یا جمهوری بوده باشه ، اون فرد یک گروه رو تعیین می کرده ، اون گروه منتخبین رو تعیین میکردن
در زمان گذشته برای رنگ و لعاب دموکراتیک دادن به این موضوع ، حزب فرمایشی رستاخیز ایجاد شد ، حالا هم به یک شکل دیگه
روحت شاد جرج اورول با اون کتاب قلعه حیوانات
در نظام انتخاباتی ایران و در زمینه انتخاب شوندگان مکانیزمی وجود داره که انتقاد های زیادی بهش وارده ، و صد البته من شخصا دلیل این مکانیزم رو فقدان مکانیزم های حزبی به شکل واقعی می دونم
در ایران شورای نگهبان افراد رو تعیین صلاحیت میکنه ، یعنی افراد به غیر از شروط و ظوابطی که برای انتخاب شدن وجود داره باید توسط کسانی تایید بشن که اون افراد “معتمدین “محسوب میشن ، و این معتمدین رو فردی انتخاب میکنه که توسط همین معتمدین انتخاب میشه
یه جور تسلسل
باید یادتون بیاد اگر کسی می خواست (قبلا و حالا) از یک بازاری وام قرض الحسنه ای می گرفت باید یک بازاری معتمد دیگه معرفیش میکرد و صلاحیت اون آدم تایید می شد ، این قسمت رو گفتم برای اینکه بگم نظام سیاسی ما (اصلا ربطی به رژیم نداره) کارکرد های یک نظام سیاسی بالغ رو نداره
توضیح اینکه تقریبا هیچ معیار تدوین شده ای برای اینکه شما تشخیص بدید فردی واجد یا فاقد صلاحیت هست وجود نداره و این صرفا به اجتهاد و فتوای اون افراد بر میگرده
به جایگاه فتاوی و روحانیت و مرجعیت در ایران توجه کنید ، در این زمینه ، دقیقا مطابق فرهنگ غالب مردم داره رفتار میشه ، یک روحانی برجسته می تونه حوزه حلال و حرام زندگی خصوصی شما رو تعیین کنه ، پس آیا حق نداره که حوزه حلال و حرام زندگی عمومی شما رو هم تعیین کنه؟

انتخابات در ایران

امدی نژاد

احمدی نژاد

دوست بسیار عزیزی سوالی را برایم طرح کرده با توجه به شناختی که از جامعه دارم شایدعده قابل توجهی از جامعه خصوصا جوانان این عقیده را دارند ، عین سوال ایشون اینه
آیا واقعن اعتقاد دارید که انتخابات در ایران بر اساس آراء مردم است؟

یادمه قبلا در این مورد صحبت کردیم با هم ، اما این بار از یک زاویه دیگه نگاه کنیم اما خلاصه گویی میکنم اگر بحث واقعا کشش داشت با هم ادامه میدیم ، شاید درکامنتها تکمیل ترشد

ببینید؛ زمانی که دولتها دروغهای بزرگ می گفتن دیگه گذشته ، یعنی دیگه نمیشه میلیونها رای تقلبی ساخت اما میشه میلیونها نفر رو فریب داد تابه یک نفر رای بدن، زمان تقلب در شمارش آرا و تعویض صندوقهای رای واقعا گذشته ، اما میشه آدمهایی رو به پای صندوق رای آورد که دوغ و دوشاب اصلا براشون تفاوتی نداره

در تاریخ سیاسی معاصر ایران یک نمونه بارز در این زمینه هست و اون هم دیگ معروف پلوی مشروطه است، بسیاری از کسانی که به خیابونها ریختن برای دفاع از مشروطه اصلا نمی دونستن مشروطه یعنی چی؟ولی حضور اونها موثربود

بر میگردم به ساختار تصمیم گیری در ایران
ساختار تصمیم گیری در ایران یک ساختار مشابه با ساختارهای معروف دموکراتیک در دنیا نیست ، در ایران رهبری مذهبی صدها سال هست که قدمت داره ، نظام شاهنشاهی ( و اعتقاد راسخ من شاهنشاه سازی) ریشه عمیق در فرهنگ ما داره، فرهنگ مهدویت جزئی از زندگی ماستو اینکه کسی بالاتر از قدرت ما و برتر از ما هست و یا خواهد آمد و اوست که همه کارها را درست خواهد کرد
بر این مبنا ساختار تصمیم سازی و تصمیم گیری در ایران ، عاقلانه ومنطقی رفتار نمیکنه که بخواهید اون رو با اصول شناخته شده دموکراسی تطبیقش بدین

ضمنا
ریشه های مذهبی در ایران و روحانیت از زمان داریوش و کوروش و زرتشت قوی بوده ، یادتون باشه که در زمان هخامنشیان بعد از دربار روحانیت قرار داشته ، پس اعتقادات و فرمانبرداری عامه مردم از روحانیت به اسلام بر نمی گرده، هرچند که بعد از صفویه تشدید شده باشه، روحانی می تونه چیزی رو حلال یا حرام کنه ، می تونه حکم زندگی یا مرگ بده ، واسطه خدا با مردمه و …. خیلی چیزهای دیگه که گفتنش تکرار مکرراته ، فقط عقیده من اینه که این موضوع اصلا به زمان اسلام بر نمی گرده وریشه در فرهنگ ایران باستان داره

از طرفی
ذهنیت و مطالعات قشر تحصیلکرده وآگاه ؛ حداقل در تاریخ سیاسی 200 ساله اخیر ایران همیشه صحنه ای پر از دسیسه و فتنه و زد و بند های پشت پرده رو دیده ، فلان ولیعهد برای ابقای سلطنت حمایت از یک کشور قدرتمند می گرفت ، و از طرفی تاریخ نویسان ما هم با اغراق در تاریخ و غلو در وقایع و نیز ضعف بسیار زیاد در صلاحیت حاکمان این توهم رو در این قشر بوجود آورده که همیشه یک توطئه یا دسیسه در کار است

و الحق که خیلی از دولتمردان ایران از این نوع و طرز تفکر استفاده کردن

کتاب ایرج پزشکزاد و دایی جان ناپلئون معروف که بادتون هست، اصولا ما ایرانی ها ی عصر امروز، توانایی فوق العاده ای در سناریو سازی داریم ،و می تونیم برای هر چیزی یک سناریو بسازیم

حالا بیاییم سر انتخابات و سوال اول
بله من واقعا اعتقاد دارم که انتخابات در ایران بر اساس آرای مردم هست ، اما جهت دهی به آرای مردم توسط عده ای انجام میشه که از سابقه سیاسی ، فرهنگی ، تاریخی و مذهبی مردم به خوبی استفاده (شما بخونید سوء استفاده ) میکنن
اینکه فکر کنیم رای کسی مثل محمود احمدی نژاد مثلا 18 میلیون نبوده و نظام رای سازی کرده به نظرم بچه گانه است، حداقل اگر در روز رای گیری به صندوقهای شهر روستا سر بزنین متوجه میشید
اینکه بگید دولتی ها و سرباز ها رو مجبور کردن که بیان به فلانی رای بدن هم دیگه خیلی قدیمی و کهنه شده ، دیگه کارکرد نداره
اینکه بگیم احمدی نژاد ها و منتخبین از قبل تعیین شدن ، مصداق بارز طرز تفکر ” توهم توطئه ” است

اما نکته اصلی اینجاست ، مردم با استفاده از عواملی که گفتم ترغیب یا تحمیق یا فریفته میشن به سمت یک نفر یا یک گروه
اتفاقی هم که معمولا در ایران می افته اینه ، قشر فهیم و تحصیلکرده و هوشمند و تحلیل گر به واسطه سرخوردگی از حضور کناره گیری میکنن ، اما قشر مقابل حضور پیدا می کنن

رفتارهای دموکراتیک

بازار معمولا نشانه و تبلور تفکر سنتی محسوب میشه

و در مقابل اون دانشگاه و آموزش و پرورش اوج تفکر مدرنیسم و دموکراتیک

رفتار بازاریان شهرهای بزرگ رو در قبال یک تصمیم نا پخته دولت در این روزهای اخیر دیدین و اینکه منجر به تعلیق تصمیم دولت تا اطلاع ثانوی شد

اما در مقابل اون در دانشگاه و آموزش و پرورش چه اتفاقی می افته وقتی اساتید فیلتر میشن، دانشجوها فیلتر میشن ، حقوق معلم ها و ….و اتفاقات دیگه ای مثل دانشگاه زنجان می افته؟؟

بازاری ها خیلی آروم تعطیل کردن و به نوعی اعتصاب که از مدرنترین و دموکراتیک ترین شیوه های اعتراض محسوب میشه ، هیچ انگی هم نشد بهشون بزنن

اما دانشجوها و معلم ها اگر هم کاری کردن خیلی پر سر و صدا و با هیجانات خام و مشکلاتی که هزار تا برچسب بهشون چسبوندن

مشکل کجاست؟

ناپختگی دانشجویان و دانشگاهیان یا ناکار بلدی یا عدم آموز ش صحیح رفتارهای دموکراتیک یا کرختی و سستی نسل جدید یا ؟؟؟

تمام مردان رئیس جمهور

اسفندیار رحیم مشایی : او که اخیرا از بستگان سببی رئیس جمهور شده است، از سال اول ریاست جمهوری دکترمحمود احمدی نژاد ،گاف های اساسی داده است،از شرکت در مراسم رقص در ترکیه تا این آخری و دوستی با مردم اسرائیل
البته شخصا در اون جلسه که ایشون دوستی با مردم اسرائیل رو عنوان کرد حضور داشتم به نظر می رسید توقع سر و صدا رو داشته باشه اما نه فتوا، البته یک جمله بسیار زیبا هم گفت، ایشان گفتند دنیای امروز دیگر دنیای تک صدایی نیست ، دنیایی نیست که یک تفکر بتواند بر همه دنیا حکومت کند فرقی نداره این تفکر اسلام باشه یا مسیحیت و یا یهودیت
مهندس علی آبادی : رئیس سازمان ورزش که به قول خودش در 1000 روز هزار طرح ورزشی رو افتتاح کرد، ایشون با لجبازی های بچه گانه و تصمیماتی که فاقد رنگ و بوی مدیریتی هستند و در ادامه سیاست های پوپولیستی دولت ، فقط کمیت ها را بزرگ کردند و مصرانه با مدیریت های سیستماتیک و موثر مخالفت کرده و اونها رو مجبور به حذف کردند
مهرداد بذرپاش:مشاور جوان رئیس جمهور که خیلی زود به درجات بالا رسید، هزینه بازسازی دکوراسیون دفتر ایشان در سایپا بالغ بر یک میلیارد تومان است که فعلا به دلیل مخالفت بعضی ها تمام نشده است، عناد و دشمنی بذرپاش با دولت خاتمی غیر قابل انکار است، اعداد و ارقام ارائه شده از عملکرد دولت خاتمی از وجوه مشترک تمامی صحبت های بذرپاش است
هاشمی ثمره : مشاوری که مشاور مخصوص ریاست جمهور است و معمولا مشورت های این دو نفر در اتاق در بسته صورت می گیرد
علی کردان : وزیری که برای وزارتش رئیس جمهور باز هم مجبور به استفاده از واژه کاغذ پاره شد، جلوس بر کرسی وزارت با جعل کاغذ پاره های انگلیسی
غلامحسین الهام : مشاوریا معاون یا سخنگو و یا وزیری که رئیس جمهور به هیچ وجه حاضر به از دست دادن ایشان نیست، شاخصه های عملکردی آقای الهام همانند بسیاری از مردان رئیس جمهور تنها در “له ” کردن دستاوردهای دولتهای پیشین است، البته آلترناتیو فاطمه رجبی نیز بدون تاثیر نیست
منوچهر متکی :وزیری که جزء افراد تزئینی کابینه محسوب می شود ، در کمتر جلسه ، گفتگو ، مذاکره و یا دیداری می توانید اورا به عنوان متولی وزارت خارجه دقیقا در کنار رئیس جمهور ببینید، معمولا این صندلی توسط افراد دیگری اشغال می شود
پرویز داوودی:معاون اول رئیس جمهور، از بستگان رئیس جمهور و کسی که در مقایسه با سمتی که به عهده دارد تقریبا ایشان هم از افراد تزئینی کابینه هستند ، برای مقایسه نقش ایشان ، می توانید وی را با حسن حبیبی مقایسه کنید

« مطلب‌های قدیمی‌تر