بخش عمده ای از دغدغه های دانشجویی و روشنفکری ایران ( که اتفاقا کم هم نیست) معطوف به دین شناسی و رد یا قبول دین و ابزارهای مذهبی و ، مخالفت یا موافقت با حکومت مذهبی است
عمده تحلیل و چالش های پیش روی ما در برخورد با حاکمیت مذهبی و در مقابله با طرز فکر حاکمان جامعه است
عقیده من اینه
ما میدونیم چی نمی خواهیم
اما یقین دارم
ما نمی دونیم چی می خواهیم
وقتی صحبت از دین میشه، خوب و دقیق و تحلیلی صحبت می کنیم ، فرقی نداره در مقام موافق یا مخالف
اما در مورد دموکراسی ….؟به قول قرائتی . . . چی؟ ها؟
اینجا دیگه معمولا حرفی برای گفتن نداریم
نه اینکه سواد نداشته باشیم
نه
حرفی نداریم
نه دفاع ، نه حمله ، نه اتفاق نظر و نه نظر خاص
این مربوط به محیط مجازی نیست
این متن و بطن جامعه است
این ساری و جاری در مردم و احزاب ماست
به نظر من
دموکراسی برای ما یک فرزند ناخواسته است ، یک طفل نامشروع است ، یک چیزی است که قبولش نمی کنیم ، ولی جرئت رد کردنش را هم نداریم
مثل ایدز است