غزه – زندگی – محرم – سیاست

gazastrip

غزه چند روزی است که با حملات اسرائیل به خاک و خون کشیده شده است

هیات دولت تقاضای محاکمه سران رژیم صهیونیستی را از طریق ابلاغ احضاریه به نام ایشان از طریق اینترپل را رسما صادر کرد

غزه پس از نقض آتش بس به خاک و خون کشیده شده است

بحران اقتصادی همه دنیا را فراگرفته و معمولا خروج از این نوع بحران ها با جهش تولید امکان پذیر است مثل تولید سلاح های جنگی

تمامی رسانه های ایرانی به شدت اخبار غزه را تحت پوشش قرار دادند

رئیس جمهور ساعت 4 بعد از ظهر روز دو شنبه طرح تحول اقتصادی را به مجلس داد تا صبح سه شنبه طرح یک فوریتی آن به رای گذاشته شود

کشتار مردم عادی در غزه به شدت محکوم شد و راه پیمایی در این خصوص صورت گرفت

در هند یک گروه مسلمان با حمله به هتلی تعداد 100 نفررا کشتند و 900 نفر را زخمی کردند و …اتفاقی نیافتاد

حماس رسما بعد از نقض آتش بس دو طرفه به اسرائیل اولتیماتوم داد و مقابله به مثل با اسرائیل شرعی شد

یارانه بنزین در ایران قطع و نرخ 400 تومن نرخ بنزین آزاد اعلام شد ، قیمت بنزین در سطح جهان معادل 250 تومان است

تصاویر کودکان کشته شده در نوار غزه از تمامی شبکه های تلویزیونی پخش شد

گزارش رئیس جمهور در خصوص نحوه عملکرد دولت به برنامه چهارم ومصوبات مجلس و گزارش بودجه به نمایندگان ارائه نشد

مجلس سوگ برای شهدای غزه در مجلس ارک تهران برپا می شود

مجلس اعلام وصول استیضاح از وزرا را به دلیل بی اعتنایی وزیر به جریان می اندازد

راه پیمایی در حمایت از مردم غزه با حضور مردم در تهران برگزار شد

پلیس ضد شورش و گاز اشک آور و ….. دو شنبه شب در میدان تجریش حضور فعال داشتند

و
زندگی هم چنان ادامه دارد

و

غزه هم چنان قربانی جنایت و سیاست می شود

و

خون مردم غزه از خون مسلمانان چچن ، آبخازیا، مورو ، کشته شدگان هند ، مردم پاکستان و . . . . رنگین تر به نمایش در می آید

و

غزه و فلسطین و . . . . سربازهای یک بازی شطرنج خواهند بود

چیزی شبیه ایدز

بخش عمده ای از دغدغه های دانشجویی و روشنفکری ایران ( که اتفاقا کم هم نیست) معطوف به دین شناسی و رد یا قبول دین و ابزارهای مذهبی و ، مخالفت یا موافقت با حکومت مذهبی است

عمده تحلیل و چالش های پیش روی ما در برخورد با حاکمیت مذهبی و در مقابله با طرز فکر حاکمان جامعه است

عقیده من اینه

ما میدونیم چی نمی خواهیم

اما یقین دارم

ما نمی دونیم چی می خواهیم

وقتی صحبت از دین میشه، خوب و دقیق و تحلیلی صحبت می کنیم ، فرقی نداره در مقام موافق یا مخالف

اما در مورد دموکراسی ….؟به قول قرائتی . . . چی؟ ها؟

اینجا دیگه معمولا حرفی برای گفتن نداریم

نه اینکه سواد نداشته باشیم

نه

حرفی نداریم

نه دفاع ، نه حمله ، نه اتفاق نظر و نه نظر خاص

این مربوط به محیط مجازی نیست

این متن و بطن جامعه است

این ساری و جاری در مردم و احزاب ماست

به نظر من

دموکراسی برای ما یک فرزند ناخواسته است ، یک طفل نامشروع است ، یک چیزی است که قبولش نمی کنیم ، ولی جرئت رد کردنش را هم نداریم

مثل ایدز است

ادامه مطلب قبلی
بحث به مراتب بزرگتراز موضوع یک وبلاگه، ولی حداقل حالا می دونیم وقتی میگیم دین منظورمون چیه و به چه بخشی از دین ایراد میگیرم یا اون رو ناقض یا نافع یا مقوم دموکراسی می دونیم
پس دوستانی که موضوع رو دنبال میکنن ، بحث دین رو تا اینجا در خاطر داشته باشن
اما تعریف بعدی که به نظرم بیش از دین ، برای ما مبهم هست”دموکراسی” یا همون حکومت معروف مردم بر مردم ِ

جدا از تعریف لغوی دموکراسی ، که اشاره شد، دموکراسی به شیوه ای از زندگی و تبعا از حکومت گفته میشه که دارای ویژگی های خاصی است

ذکر این نکته لازمه که دموکراسی یک فرآیندِ ، یعنی از نقطه ای شروع میشه و به نقطه ای ختم میشه ، یعنی روند شکل گیری، گذار و تکامل داره
دموکراسی دارای عدد و رقم نیست و سطح اون قابلیت اندازه گیری کمّی نداره ، یعنی نمیشه میزان دموکراسی رو اندازه گیری کرد

ویژگی بارز در تفکر دموکراسی ارجحیت “گروه” بر” فرد” است، در این شیوه از زندگی یا حکومت منافع گروه بر منافع فرد مقدم است

دموکراسی ، شیوه های اجرایی مختلفی داره ، مثل دموکراسی نمایندگان مستقیم مردم بدون وجود احزاب ، دموکراسی تک حزبی ، دموکراسی تعدد احزاب و ….

وجه التزام دموکراسی علاوه بر عدم اولویت منافع فردی ، ایجاد شرایط یکسان وبرابر ، برای همه افراد در همه امور ، بدون در نظر گرفتن نژاد و مذهب و سایر تقسیم بندی های پایین تر از “انسان” است

این موضوع با فلسفه “اومانیسم” تفاوت داره و لی در بعضی جاها شبیه هم هستند، در یک نظام دموکراتیک در اولین قدم ، افراد به دلیل انسان بودنشون مورد احترام هستند نه چیز دیگه

بعضی متفکرین مثل شومپیتر و … از دموکراسی با همین تعریف بالا یاد می کنن ولی متفکرین جدید ، برای دموکراسی سطح حداقلی و حداکثری هم تعریف میکنن که هانتینگتون و سروش هم جزء این افراد هستند

دموکراسی حداقلی به سطحی از دموکراسی گفته میشه که در دولت و روشهای انتخابات به چشم می خوره و دموکراسی حد اکثری به سطحی از دموکراسی گفته میشه که در تمامی شئونات زندگی مردم جریان داره ، از یک خانواده دو نفره تا یک اجتماع ، از خونه تا محل کار
دموکراسی حداکثری مبتنی بر لیبرالیسمه ولی دموکراسی حداقلی می تونه با سایر گرایشات ایدئولوژیک ممزوج بشه

در اکثریت کشورهای غیر اروپایی و امریکای شمالی (خصوصا در کشورهای در حال توسعه) دموکراسی موجود از نوع اولی است

به نظر شما تعریفی که از دموکراسی درایران هست چقدر با تعریف کلاسیک دموکراسی منطبقه ؟
درخواست و امکان استقرارکدوم یکی از انواع دموکراسی در ایران وجود داره؟
اصلا لزومی به دموکراسی در ایران هست؟

دین و دموکراسی

یک چیز رو توجه کنید که منظورم از دین در تمامی طول صحبت ضرورتا”اسلام” نیست ، مذهب به طور عام رو میگم
با تذکر بجای دوستان دین رو به جای مذهب نوشتم
اعتقاد دارم بحث و جدل بسیاری از مردم از جایی شروع میشه که تعاریف نزد اونها متفاوت میشه، مثلا برداشت من از دین با برداشت شما دارای تفاوته ، من با برداشت خودم از اون دفاع یا به اون حمله میکنم و شما هم دقیقا مثل من ، حالا اگر هر دو در موضع دفاع یا حمله باشیم بین ما اشتراک نظر بوجود میاد که در این صورت هم باز برداشت ما از موضوع ضرورتا یکی نیست

این یک بحث مفصل در هرمنوتیک هستش که اتفاقا بسیار جذاب هم هست

تعاریفی که دوستان در خلال بحث می کردند به نظرم مقداری مبهم بود ، به نظر من

دین : یعنی آموزه ای از رفتارها و عقاید که فرد با انتخاب اون به سمت زندگی بهتر هدایت میشه ، دین هیچ وقت داعیه حکومت نداشته و در طول تاریخ می بینید هیچ پیامبری ادعای حکومت نکرده ، و اختلافات مذهبی در تمامی مذاهب بدون استثنا از زمانی شروع میشه که مذهبیون داعیه حکومت دارن

دین می تونه با ساختن یک جامعه سالم تر ، منجر به ایجاد یک حکومت بهتر بشه ، اما باز هم ضرورتا نیازی به حکومت کردن نداره ، چون مجموعه رفتارهای انسانهاست نه رفتارهای حاکمان ، ولی یک حاکم امکان داره بر اساس اعتقادات مذهبی خودش خوب یا بد حکومت کنه

دین مثل درس می مونه و مذهبیون مثل معلمان یک درس ، به واسطه بد بودن استاد ، درس بد نمیشه ، امکان داره شما از درس زده بشی و اصلا علاقه ای به درس به واسطه بد بودن استاد پیدا نکنی ، اما ذات درس بد نیست

در دوران دبیرستان ، سال دوم ، یک معلم شیمی داشتیم که نوع درس دادن و اخلاق و رفتارش اصلا برام پسندیده نبود ، به همین دلیل شیمی تقریبا ضعیف ترین درس من بود و ازش متنفر بودم ، سال بعد یعنی سوم دبیرستان ، معلمی داشتیم که در روش تدریس فوق العاده بود (جناب انصاری)ایشون اینقدر علاقه در من ایجاد کردبرای خوندن شیمی که من یکی از بهترین نمره های درسیم رو گرفتم

درس شیمی با تدریس بد یک معلم ، بد شد ، و با تدریس یک معلم خوب ، خوب

دین هم دقیقا یک درس محسوب میشه ،متدینین هستند که دین رو خوب یا بد می کنن

در حکومت های دینی ، حاکمان سعی می کنن تمام وقایع و جریانات و اتفاقات و تصمیمات رو به نوعی به وسیله مذهب توجیه کنند ، این توجیه به خاطر ” حفظ دین “نیست ، بلکه به خاطر “حفظ قدرته” ، به همین دلیل از مذهب که یک روش زندگی بود ، به عنوان یک ابزار استفاده میشه تا فرامین و کارکردهای حکومت توجیه بشه

حاکمیت دین با حکومت دینی تفاوت داره، حکومت دینی با حاکم مذهبی تفاوت داره، حاکم مذهبی با متدینین تفاوت داره، متدینین هم با دین تفاوت دارن

انقلاب و جمهوری

37_8709280687_l600

انقلاب ، یک فرآیند اجتماعی است که در یک مقطع رخ میده و بعد از ساقط کردن یک حکومت یا نظام به پایان می رسه

انقلاب یک وضعیت اجتماعی است

انقلاب نوع حکومت نیست

جمهوری نوعی از حکومت است که بر مبناهای خاصی ایجاد شده و دارای ساز و کارهای خاص خودش هم هست

بواسطه یک انقلاب نهادها یا تعاریفی ایجاد می شن که بعد از اتمام انقلاب (پیروزی یا شکست) اون نهادها یا تعاریف کارکرد خودشون رو از دست میدن

در کشور ما ، یک انقلاب رخ داد، دقیقا 30 سال پیش و به واسطه اون انقلاب ، نظام “جمهوری اسلامی” ایجاد شد

بعد از 30 سال ما از واژه هایی مثل دادگاه انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وصدور انقلاب و  … استفاده میکنیم

مثلا سپاه پاسداران برای صیانت از انقلاب ایجاد شد ، زمانی که به ارتش نمی شد اعتماد کرد ، اما امروز دیگه حتی یک نفر از نیروهای ارتشی از رژیم گدشته در ارتش وجود نداره

دادگاه انقلاب هم همینطور ، برای محاکمه افرادی بو که مخالف انقلاب بودند و اصطلاحا ضد انقلاب ها ، اما از زامنی که نظام جمهوری اسلامی مستقر شده و بعد از گذشت 30 سال ، مخالفین دولت یا نظام دیگه مخالف انقلاب نیستند ، مخالف موجودیت نظام هستند که به عنوان مخالف سیاسی بادی مورد محاکمه قرار بگیرند

و نهادها و القاب دیگه ای از این قبیل

عراقی ها بعد از اتمام کارصدام و استقرار حکومت جدید جمهوری ،واژه “انقلاب ” رو  از مجلس اعلی انقلاب اسلامی عراق حذف کردند

تکرار و تاکید این موضوع نشات گرفته از چیه؟

اگر انقلاب ما پیروز شده ، استفاده از این نوع القاب واسامی و حتی وجود این نهادها ضروری اند؟ ، چون ماهیتا چیزی به نام انقلاب امروز دیگه وجودنداره