تشریح برنامه های اقتصادی

آدم ربایی در روز روشن

ساعت حدود 3.5 صبح جمعه بود که زنگ تلفن از خواب بیدارم کرد، بعد از دیدن بازی فوتبال پنج شنبه شب و برد آلمان اصلا حوصله نداشتم ، تازه زنگ تلفن این ساعت فقط برای اعلام خبرهای بد و ناگوار هست ، جواب ندادم ولی ول کن نبود ، گوشی را برداشتم و با حرص گفتم بله، دیدم خاله داره یک ریز بهم بد و بیراه میگه و فحش می ده که کجایی ،بلندشو بیا اینجا ، بدبخت، خواب به خواب بری، خواب غفلت رفتی ، هر چی پرسیدم چی شده چیزی نگفت و فقط شیون کرد
ترسیدم و بلافاصله رفتم منزل خاله
دیدم اوضاع اساسی شیر تو شیره ، اسمعلی خان داره هی رژه میره، اسی چمبرک زده یه گوشه نشسته و دخترها هم زل زدن به خاله، یک لیوان بزرگ هم آب نمک که توش 40 قطعه طلا انداختن جلوی خاله هست
پرسیدم چی شده ، اتفاقی افتاده ، کسی مرده ؟
اسمعلی خان با سر تکون دادن گفت ، از مردن بدتره، آبروریزیه، بدبختیه، پس کو امنیت؟ کو انسانیت؟کجاست شعار آزادی؟این دست کی بود که از آستین کی اومد بیرون؟
اگر شما چیزی فهمیدید من هم فهمیدم ؛ گفتم یکی به من میگه چه خبر شده
اسی در همون حالت چمباتمه گفت داشتن مامان رو می دزدیدن
یه قهقهه زدم و نشستم روی زمین که یک دفعه چیزی مثل پتک خورد توی سرم؛ مشت خاله جان بود، گفت زهر مار بی غیرت،بدبخت، خنده داره، گریه کن،بمیر
خودم رو جمع و جور کردم گفتم حالا کی بوده کجا بوده چطور شده؟
اسمعلی خان گفت ساعت 7 بعد از ظهر دیروز توی میدون تجریش
گفتم چه جوری؟
گفت یه راننده تاکسی بوده
گفتم آخه خاله جان ، اون ساعت توی تجریش، موشها هم جرئت دزدی ندارن چه برسه آدم دزدها، اون همه پلیس و طرح امنیت اجتماعی و این حرفا ، یه خورده بعیده
گفت یعنی میگی دروغ میگم، زهر مار نیشت رو ببند؛ این همه اخبار رو نمی خونی خانم ها رو می دزدن، روشنفکرها رو می دزدن، آدمهای مهم رومی دزدن
گفتم خاله جان ماجرا چی بوده؟
اسمعلی خان گفت حتما کار بچه های محل بوده، خاله هم با سر هی تایید می کرد؛ خاله می گفت :پریا بهم گفت تنها نرم تو کوچه ، گوش نکردم
گفتم آخه خاله شما که مشمول هیچ کدوم نمیشی به این صراحت؛ یعنی توی نظر اول که کسی نمی فهمه شما روشنفکری و مغز متفکر، بایدباشما حشر و نشر داشته باشن؛ یه راننده تاکسی توی نظر اول از کجا فهمیده؟
گفت نمی دونم شاید نظر بد داشته بهم ؛ گفتم آخه خاله یه چیزی شنیدی ها، خودمونیم غریبه اینجا نیست آخه خوشگلی ؛جوونی،خوش هیکلی،چی داری برای دزدین ؟ اون هم توی نگاه اول !!! تون هم توی اون شلوغی و جلوی چشم پلیس؟
گفت نمی فهمی، صد سال دیگه هم نمی فهمی ؛ اسمعلی بدبخت می گفت پنجره رو وقتی که باز می کنی مواظب باش ، بی احتیاطی کردم
اسی گفت شاید کار جاسوس های سیستم های اطلاعاتیه که می خواستن مامان رو بدزدن، از وسط جماعت ، بعد با هواپیما ببرندش یه انبار قایمش کنن ، بعد از بابا پول بگیرن ،شاید یکی از رباینده ها هم توی درگیری از مامان خوشش بیاد و تحویلش نده و . . . داشت تعریف می کرد که گلی گفت ساکت بابا این که همون فیلمیه که دیروز از کلوپ گرفتی ، جو گیر نشو
بچه ها می گفتن از ساعت 7 پنج شنبه تا همون ساعت 237 تا تئوری طرح کردن ؛که دلایل اقدام به دزدی خاله چی بوده
گفتم خاله ماجرا چی بوده حالا؟
گفت هیچی..توی تجریش دم بازار تره بار وایساده بودم ، خرید کرده بودم ، یه دونه از این تاکسی سبزای جدید اومد جلو پام زد رو ترمز و بهم چراغ زد
گفتم خب؟
گفت هیچی دیگه فهمیده بود کالای گوزیده(همون گزیده) گیرش اومده ، با چراغ اومده بود
گفتم خب؟
گفت خب و زهر مار ، می خواستی سوار شم برم؟
گفتم کل ماجرای دزدی چی بود؟
گفت هیچی همین دیگه ، راننده گفت بارداری برسونمت … گفتم بابات بارداره ،من از بارداریم گذشته
گفتم خاله منظورش بار ؛ همون خریدهات بوده ؛ گفت پس چرا چشاشو اونجوری کرد
گفتم خب بقیه اش؟ گفت هیچی فحش بهش دادم رفت. . .کثافت نقشه اش نقش بر آب شد
به بهانه اینکه برم و با یکی از دوستان برای تعقیب ماجرا هماهنگ کنم اومدم وخاله اینا رو با توهم خوشگلیشون تنها گذاشتم
وقتی داشتم خداحافظی میکردم خاله هی می گفت :پریا بهم گفت تنها توی کوچه نرم، گوش نکردم ؛ بچه های محل دزدن،باور نکردم

او دروغ می گوید؟

افشاگری ،رسم این روزها شده است
به روی آب ریختن پته ها

گفتن ناگفته ها

این آخری که عباس پالیزدار فریاد زد را شاید مردم سالها بود زمزمه می کردند

اما او فریاد زد،می گوید شب ها نخوابیده و آزار شده از این ظلم بی امان

یاد محبوب ترین کتابم “قلعه حیوانات” افتادم ، منشور حیوانات

افشاگری هایش بازتابهای زیادی داشت، خیلی زیاد،موضع گیری های مختلف ، از سوی مجلس و قوه قضاییه و دیگران

اما یک نکته جالب است

در هیچ یک از موضع گیری ها هیچ فرد یا گروه یا حزب یا دستگاه اجرایی نگفته است که

او دروغ می گوید

و سخنان او را تکذیب نکرده اند

خصوصا متهمان

سیاست با طعم فوتبال


دیشب مشغول تماشای بازی هلند و فرانسه بود ، حدودا دقیقه های 25 بود که با دیدن بازی (خصوصا هلند) یاد مطلب قبلی خودم افتادم
اینکه چرا تحزب در ایران ریشه نمی گیره
تفاوت فوتبال تک ضرب اروپایی( به قول عادل ..شناور)و فوتبال زوراباسمای ما ( ترجمه اش میشه زورچپانی)دقیقا در همین نکته است
ما عادت نداریم که با هم و برای هم کارکنیم ، ما زود احساساتی میشیم ، ما آموزش ندیدیم برای یک کار گروهی ، ما از پیشرفت گروه لذت نمی بریم

توی ضرب المثل ها مون نگاه کنید
دیگی که برای من نمی جوشه سر سگ توش بجوشه
خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو
چراغی که به خونه رواست به مسجد حرومه
و
و
و

از این قبیل زیاده

فرهنگی که به من و شما یاد می ده باید برای خودت باشی ، نه برای جمع

حزب و تحزب

می گویند هر جا یک فرانسوی باشد قانون اساسی در آنجا هست و هر جا دو فرانسوی باشند حتما آنجا یک حزب هست

این مثل جدای از اتهام شیفته گی به فرانسویان گویای یک اصل دیگر هم هست ، نیاز به تجمیع منافع

اگر اصل تجمیع منافع را در نظر بگیریم علت عدم موفقیت احزاب در ایران کاملا مشخص می شود

در ایران معمولا حتی شراکت های تجاری نیز نتیجه موفقی ( بر خلاف تمام دنیا ) ندارد

به نظر من علت در روحیه فرد گرایانه و فرافکن ماست ، ما انسانهای بر حق و بی گناه و بدون تقصیر که سعی در کسب بیشترین منافع شخصی را داریم اصلا تاب و تحمل نداریم که منفعت شخصی ما در اولویت دوم قرار گیرد

به نظر شما علت کجاست؟

ایران نا آرام

ایران

با توجه به تمامی جهات ، ملاحظات همسایگان ، نقش ژئوپلیتیک، اوضاع داخلی و سایر موارد

به نظر شما چه کسانی ( داخلی و خارجی) از یک ایران نا آرام سود می برند؟

به عبارت دیگر نا آرامی ، تشویش ، ترس و دلهره ، نابسامانی اقتصادی و سایر ناهنجار ی ها به نفع چه کسانی و یا چه دولتهایی است؟

فاطمه

ادیان و مذاهب به طورعام، قدیسان و افراد برجسته ای دارند که مذهبیون با توسل به ایشان ارادت خود را به آن مذهب ابراز می کنند
مذهبیون ( کلیه مذاهب) قدیسان را واسطه ای بین خود و خدا برای برآوردن حاجات و برقراری ارتباط با خداوند و الوهیت می دانند زیرا به اعتقاد آنان قدیسان با انجام اعمال الهی نزد خداوند عزیز بوده و اینان می توانند با اسوه قرار دادن قدیسان ، از عزت ایشان برخوردار شده و یا مورد محبت قرار گیرند.
در مذهب شیعه از دین اسلام ، قدیسان از اعتبار ویژه ای برخوردارند، ائمه و منسوبین ایشان و خاندان پیامبر اسلام ازاین ویژگی ممتاز برخوردارند.
گهگاه مذهبیون متعصب با غلو در جایگاه قدیسان آنها را از مقام زمینی که اعتبار آنان است جدا کرده و تا مقام یک موجود فرا زمینی ارتقا می دهند، بدون توجه به اینکه اعتبار قداست این افراد به این است که آنان نیز مردمانی مثل سایرین هستند با این تفاوت که از تقوای بالاتری برخوردارند و گرنه دور بودن از گناه برای یک موجود که گناه را درک نمی کند، اعتباری ایجاد نمی کند

در بین خاندان پیامبر اسلام ، بعضی از افراد با توجه به اعتقادات شیعه، غربت خاصی دارند، غربت به معنای ناشناس بودن،این افراد که از ائمه یا از افراد خاندان یا منسوبین و یا دوستان پیامبر و یا پیروان وی هستند ، بدون دلیل توسط موافقین بزرگ و توسط مخالفین تخریب می شوند

از جمله ایشان فاطمه دختر پیامبر است،متاسفانه چیز زیادی از زندگی ایشان در مجالس و محافل نقل نمی شود، اشارات بزرگی ایشان عمدتا منسوب به پدریا همسر و یا فرزندان وی است ،کمتر شناختی از ایشان در دسترس عموم قراردارد
ایشان رابه نشانی های پهلوی شکسته، گریه روزو شب برای از دست دادن پدر،باغ فدک و موضوع اختلاف با عمر بیشتر می شناسند تا هر رفتار یا کردار و یا گفتار دیگر

این روزها دیدم که بعضی از دوستان در نزدیکی ایام فوت ایشان ، عکس های مشابه گذاشته اند ، از تمامی این دوستان و سایر موافقین یا مخالفین یک تقاضا دارم

در خصوص شخصیت فاطمه ( موافق یا مخالف) ، بدون کلی گویی ، اغراق ، انتساب به اطرافیان ، تعصب بی پایه چه می دانید؟می توانید فقط 10 خط در تایید یا در خلاف اغراق شخصیت وی بنویسید تا سایرین هم استفاده کنند؟

منتظرم