آموزه های سیاسی

ادبیات سیاسی مملو از واژه هایی است که هر کدام بار معنایی خاصی را با خود به همراه دارند

یکی از رهبران سیاسی قرن بیستم که تاثیر مهمی در منطقه شبه قاره هند داشته رهبر فقید هند “موهاندس کرمچند گاندی”معروف به “مهاتما گاندی ” است

گاندی مبارزات ضد استعماری خود را بر 3 اصل استوار کرده بود

این اصول عبارتند از:براهماکاریا ، ساتیا گراهی ، آهیمسا

ترجمه این سه اصل به ترتیب ، ریاضت ، مبارزه منفی و نفی خشونت است

گاندی با تکیه بر این سه اصل توانست تحولی را در عمق جامعه ی شدیدا طبقاتی هند ایجاد کرده و استقلال هندوستان را به ارمغان آورد

براهماکاریا از اصولی است که مبتنی بر فرهنگ هندو و بودایی است و بر مبنای تحمل رنج و ریاضت برای رسیدن به مقصد است ، نفی خشونت نیز از عواملی بود که گاندی بر آن تاکید زیادی داشت و این نیز مبتنی بر فرهنگ هندو بود

مبارزه منفی از مهمترین اصولی بود که توانست به قیام مردم هند کمک کند ، مردم هند با این آموزه با تمامی نمادها ، کالا ها و مظاهر انگلیسی مخالفت کرده و آنها رااز خود به نوعی دور کردند، آنها پارچه انگلیسی نخریدند و عکس معروف چرخ نخ ریسی گاندی نمادی شد از این راهکارسیاسی

نقش گاندی در این زمینه بدون شک غیر قابل انکار است ،در اینکه چنین رفتارهایی نیاز به رهبری خاص دارد جای هیچ گونه شکی نیست اما زمینه های پذیرش این رفتارها در جوامع نیز صرفا بستگی به نوع روابط اجتماعی و جامعه شناسی مردمی در همان برهه دارد

فرهنگ مبارزه منفی در سایر جوامع نیز جزء رفتارهای سیاسی ریشه دار و از آداب اجتماعی شهروندان کشورهای اروپایی محسوب می شود ، پیگیری اخبار مربوط به اعتصاب ها در ارو پا زیاد سخت نیست ، اعتصاب نیز نوعی از مبارزه منفی است که مردم در مقابله با یک پدیده ابراز می دارند

فرض کنید، فقط فرض کنید اگر قرار باشد مبارزه منفی ، نه برای بر اندازی دولت که صرفا برای مخالفت با یک فرآیند یا موضوع در ایران به انجام برسد

به نظر شما نتیجه چه خواهد بود؟

آیا مردم ما ظرفیت ، پذیرش و فرهنگ انجام امور مشارکتی برای منافع جمع را دارند؟

به عنوان مثال قبل از تعطیلات نوروز ، پیام های بسیاری از طریق اینترنت به افراد می رسید مبنی بر اینکه به دلیل زیاده خواهی شرکت مخابرات ، همه اراسال پیامک را تحریم کنیم…نتیجه این بود که حجم پیام های تبریک ارسال شده در نوروز 87 حدود 21 میلیون بود یعنی رشد حدود 20% نسبت به سال قبل

آیا به نظر شما در کشور ما ، مردم یک کوچه یا محله یا منطقه یا شهر در اعتراض به یک عمل یا فرآیند مثلا گران شدن نرخ تاکسی ، یا میوه یا هزینه تلفن ، می توانند یک اقدام جمعی در جهت منافع جمع انجام دهند؟

سرقت در روز روشن

متاسفانه خبری که از اهمیت زیادی هم برخوردار است و مربوط به سرقت یکی از ثروت های ملی ما می شود مدتی است به علت مخفی کاری به گوش مردم و صاحبان اصلی این ثروت نرسیده است.

موضوع از این قرار است که تمامی مسئولین از بالاترین رده های اجرایی نیز موضوع را تایید یا تکذیب نمی کنند

ظاهرا مدتی قبل از سال 1387 و در حین درگیریهای جناحی وسیاسی”گوی سبقت” ربوده شده است

علی الظاهر رئیس جمهور به دلیل عدم کفایت وزیر کشور و وزیر اقتصاد ، در نگهداری “گوی سبقت”آنها را از سمت شان عزل نموده است

آقای وزیر اقتصاد هم به همین دلیل روز گذشته در مراسم تودیع ضمن بر آب ریختن “پته” بعد از آقای وزیر کار قبلی ، و بعد از رئیس سازمان برنامه بودجه و سایرین ، ضمن گریه کردن درمراسم تودیع از گم شدن این “گوی بلورین “اطلاع داد

ضمنا رئیس مجلس نیز بر اساس نامه اخیر رئیس جمهور هر گونه نقشی در این زمینه را تکذیب کرده است

جناح مخالف در یک شب نامه ادعا کرده اند که “گوی سبقت” توسط عوامل متحجر منفجر شده و از بین رفته است

ظاهرا در آخرین جلسه هیات دولت ، تیم ویژه ای از بازرسی ریاست جمهوری مسئول حفاظت شدید از “کاسه چه کنم” شده اند

آگاهان اطلاع داده اند این “کاسه چه کنم” که مر بوط به دوران قبل از تاریخ می باشد از جمله اشیاء گرانبهایی است که ریاست محترم جمهور شدیدا به آن علاقه مند هستند

خاله جان هنوز در زمینه سرقت “گوی سبقت” و حفاظت از “کاسه چه کنم” موضع گیری نکرده اند

نامه خاله به یک هنرمند خارجی

چندی پیش و در پی اهدای لباس آدم معروف های جهان به ایران ، یک مبارز لبنانی که بسیار معروف هم هستند و جزء افتخارات اعراب هم هستند نیز اعلام کردند که قسمتی از لباس خود را به خاله جان من در ایران اهدا می کنند ، از آنجا که این مبارز هنرمند لبنانی از جماعت خانم ها هستند و می توانند برای خاله جان ما هر قسمت از لباسشان را که خواستند ارسال کنند ما به این موضوع گیر ندادیم که خاله جان اون لباس چی بود؟
این هنرمند مظلوم لبنانی خانم حیفا وهبه هستند که در بالا مشاهده می فرماییدشان
خاله جان در پی این اقدام متهورانه هنرمند لبنانی نامه ای نوشتند و برای ایشان ارسال کردند
متن نامه به این شرح است:
سلام حایفا جان …خوبی؟جیدا که حیف شوما در لوبنان هستید، اگر اینجا بودی من ایکی ثانیه شوما را خواستیگار می کردم برای اسی
حایفا جان این تکه لیباس که فریستادی به هیچ جای من نمی خوره ، آمّا من نیگر می دارم به پاس ملت مظلوم لوبنان
حایفا جان من می دانم که شوما و بعضا امثال مردم شوما در لوبنان میثل این خواهر ناسنی انجم دارید به میلت خیدمت می کنید، خودا خیرتان بدهد ، آلله ساخلاسین سیزی
حایفا جان اونجا شینیدم خر تو خره و هیشکس ریاست جومهور نمیشی،شوما از گول(قول) من این جاماعت سیاست بازه بیگو ، ریاست جومهوری اونقدر پیچیدی نیست کی شوما موعطل می کنید، آدام حیسابی نمی خواد کی، یعنی یه آدم میثل این دوهتور ندارین ، نیاز به همش این ایمریکا دارین بیاد بگه، نیاز دارین سوریا(سوریه ) بگه؟ یا نیشتستین ما بگیم؟
حایفا جان ایسمعلی هم اینجاست ، ایسمعلی هم شوما را از راه دور بوس میده، البته من بعدا خیدمتش می رسم
حیفا جان فقط گوش کن این میلت بیچاره جنگ زده لوبنان که ما رو دوست دارن ما هم دوسیشون داریم ، اون شیکل یه پرچم شون شیکل یه پرچم ماست ، اینقدر دوستیم چیرا پس شوما بی حیجاب می گردی؟
این لیباس برازنده شوما نیست، دوختر باید نجیب باشه ، خوشگیل باشه ، شنیدم شوما خوشگیل حرکت موزی(حرکات موزون) ایجرا می کنی؟تورکی هم بلدی؟لیزگی چی؟ آخه عروس باید بلد باشی حرکت موزی بکنه
حایفا جان به مامان اینا خیلی سالام کن، اینجا همه از دور روی ماهیت رو بوس می دن
خودا کنه شوما یه روزی بیای اینجا از این موبارزات مردم لوبنان با آواز بگی ما هی کیف کنیم ، حرکت موزی هم خواستی ایشکال نداره ، این ایسفندیار گفته آدام باید شاد باشه
حیفا جان مواظیب خودیت باش با این لیباس ها که میپوشی سرما می خوری، این لیباس که دادی به من هم دستیت درد نکنه
باقی بقایت…جان ایسمعلی فدایت